نوشته‌ها

جنگجویان یخی

نویسنده: مسعود فرح بخش

صعود زمستانی به قلل هیمالیا ، غیر ممکنی بود که با اراده ی لهستانی ها ممکن شد

در دهه 50 ، 60 و 70 میلادی اوج شکوفایی کوهنوردی در قلل مرتفع هیمالیا و قراقروم بود ، در حالیکه بسیاری از اولین های تاریخ کوهنوردی در ارتفاعات بلند در همین سال ها شکل گرفت لهستانی ها در کشور خود اجازه خروج و شرکت در اکسپدیشن های هیمالیا نداشتند ، اوضاع اقتصادی اسفناک آن روزهای لهستان هم اجازه سفر به این گوشه از دنیا را نمی داد ، تا اینکه در اواسط دهه 70 کم کم پای لهستانی ها به هیمالیا باز شد اما درست در زمانیکه بسیاری از رکوردها به ثبت رسیده بود و بسیاری از غیر ممکن ها در هیمالیا ممکن شده بود.

کوهنوردان لهستانی باید ثابت می کردند که بهترین در دنیا هستند و برای اینکار باید تنها غیر ممکن موجود در هیمالیا را ممکن می کردند و آن چیزی نبود جز صعود زمستانی به یک قله ی بالای هشت هزار متر برای اولین بار در تاریخ کوهنوردی.

زمانیکه رینهولد مسنر به همراه پیتر هابلر در سال 1978 بدون کپسول اکسیژن به اورست صعود کردند فقط و فقط تنها یک غیر ممکن دیگر در هیمالیا باقی ماند غیر ممکنی که درست دو سال بعد در فوریه 1980 توسط کریستوف ویلیچکی کوهنورد نامدار لهستانی و لژک سیچی ممکن شد .

زمانی که ویلیچکی با بیسیم خود یک پیام کوتاه به بیس کمپ مخابره کرد و آن پیام شروع فصل جدید در تاریخ هیمالیا نوردی بود : ” مــــا روی قــــــله هســـتیـــــم ” پیامی کوتاه از بلند ترین نقطه ی زمین ولی اینبار در فصل زمستان .

اولین هشت هزاری لهستانی ها و اولین کوه هشت هزار متری که در زمستان صعود شد از قضا بلندترین آنها نیز بود. صعود زمستانی به کوه اورست تا آن تاریخ بزرگترین غیر ممکن تاریخ کوهنوردی بود که به وقوع پیوسته بود.

لهستانی های قدرتمند که “جنگجویان یخی” لقب گرفته بودند در حد فاصل سال 1980 تا 1988 موفق شدند 7 قله از چهارده قله ی بالای هشت هزار متری را صعود کنند.

اورست در سال 1980(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان)

ماناسلو در سال 1984

دائولاگری در سال 1985

چوآیو در سال 1985

کانگچن چونگا در سال 1986

آناپورنا در سال 1987

لوتسه در سال 1988(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان به صورت سولو و انفرادی توسط ویلیچکی)

در این بین یرزی کوکوچکای افسانه ای با 4 صعود زمستانی(کانگجن چونگا ، دائولاگری ، آناپورنا ، چوآیو ) و کریستوف ویلیچکی با 3 صعود(کانگجن چونگا ، لوتسه ، اورست) نامشان در تاریخ جاودانه شد.

لهستانی ها تا سال 2005 حاکم هیمالیا در زمستان بودند تا اینکه پدیده ای به نام “سیمون مورو” ظهور کرد

در سال 2005 سیمون مورو ی ایتالیایی بهمراه موراوسکی لهستانی شیشاپانگما را صعود کردند تا اولین غیر لهستانی تاریخ باشد که یک کوه هشت هزار متر را برای اولین بار در زمستان صعود کرد.

در سال 2009 سیمون مورو به همراه دنیس اروبکو ، ماکالو را نیز در زمستان صعود کرد تا اولین و تنها صعود زمستانی ماکالو رقم بخورد.

سیمون مورو در سال 2011 بهمراه دنیس اروبکو و کوری ریچاردز گاشربروم 2 را صعود کرد تا عدد فتوحات خود در زمستان را به سه برساند .

این صعود اولین صعود یک کوه هشت هزار متری در پاکستان بود و اولین و آخرین صعود زمستانی در گاشربروم 2.

در سال 2012 و 2013 باز هم لهستانی ها موفق شدند گاشربروم 1 و برودپیک را هم در پاکستان صعود کنند تا 12 قله از 14 قله بالای هشت هزار متر در زمستان صعود شده باشد.

اما صعود سیزدهمین کوه هشت هزاری تاریخ نیز به نام سیمون مورو افسانه ای رقم خورد. او به همراه آلکس تکسیکن و علی سدپارا از پاکستان بعد از چندین تلاش ناموفق در سال های قبل موفق شد در سال 2016 کوه سرسخت نانگاپاربات را در زمستان صعود کند تا با چهار صعود زمستانی نامش را در تاریخ کوه نوردی دنیا برای همیشه جاودان سازد.

اکنون کوه k2 ملقب به کوهستان وحشی ، دومین و مشکل ترین کوه جهان  تنها کوه بالای هشت هزار متریست که هنوز کسی موفق به صعود زمستانی آن نشده است. اما غیر ممکن غیر ممکن است …

عکس بالای صفحه: از چپ (دنیس اوروبکو ، سیمون مورو ، کوری ریچاردز) در اولین صعود زمستانی کوه گاشربروم 2

برگرفته از

Alpinist

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

دماوند ؛ دوازدهمین کوه مستقل دنیا

نویسنده: مسعود فرح بخش

ارتفاع سنجی یکی از بحث های مهم در مباحث علوم مهندسی ، ناوبری و ورزشی است. زمانیکه صحبت از ارتفاع می شود دو فاکتور اصلی را شامل می شود.

ارتفاع مطلق که شامل ارتفاع یک منطقه یا عارضه از سطح آب های آزاد است و ارتفاع نسبی که فاکتوری مهم در کوهنوردی و ورزش های کوهستانی است.

ارتفاع نسبی یا به انگلیسی Prominence کمیتی است که نشان دهنده برجستگی و وجه تمایز یک کوه و قله نسبت به اطراف خود است. تعریف های مختلفی برای اتفاع نسبی و نحوه اندازه گیری آن وجود دارد که هر یک در نهایت به یک عدد واحد می رسند:

  • به یال های بین دو قله مجاور، خط الراس گفته می شود. پست ترین نقاط روی خط الراس ها را گردنه یا زین اسبی می گویند. به مرتفع ترین گردنه ی یک قله “گردنه کلیدی” گفته می شود. بر این اساس ارتفاع نسبی یک قله برابر است با اختلاف ارتفاع بین گردنه کلیدی تا قله کوه
  • اگر فرض کنیم آب دریا به حدی بالا بیاید که قله مورد نظر کاملا از ارتفاعات اطرافش مستقل شود ، ارتفاع نسبی همان ارتفاع کوه از سطح فرضی آب است. بر اساس این تعریف گردنه کلیدی آخرین نقطه ای است که قبل از تبدیل قله به یک جزیره مستقل به زیر آب خواهد رفت.
  • اگر ارتفاع نسبی یک کوه n متر باشد ، برای رسیدن به قله ای دیگر از روی قله مورد نظر ابتدا باید به اندازه n متر ارتفاع کم کرد.
  • کوه ها در نقشه های توپوگرافی به شکل مجموعه ای از منحنی های تراز هستند که همدیگر را هرگز قطع نمی کنند. ارتفاع نسبی قله برابر است با اختلاف ارتفاع نوک قله با کم ارتفاع ترین منحنی تراز احاطه کننده این کوه در نقشه توپوگرافی به طوریکه این منحنی تراز قله ی دیگری را احاطه نکرده باشد.

همه تعاریف بالا به یک عدد واحد برای ارتفاع نسبی کوه ها ختم می شوند. در کوهنوردی ارتفاع نسبی فاکتوری مهم برای یک کوه است. هرچه ارتفاع نسبی یک کوه کمتر باشد آن کوه یا یک قله فرعی و یا یک کوه غیر مستقل است و کمتر مورد توجه کوهنوردان قرار می گیرد. همینطور بر عکس ، ارتفاع نسبی بالا برای یک کوه نشان دهنده این است که قله مورد نظر دارای اهمیت صعود است و بعنوان یک برجستگی متمایز و مشخص از فاصله های دور قابل تشخیص و مشاهده است.

طبق قرار داد های بین المللی ارتفاع نسبی کوه اورست بعنوان بلندترین نقطه زمین برابر با ارتفاع مطلق خود یعنی 8848 متر است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی قله جنوبی اورست با ارتفاع مطلق 8749 متر برابر با 11 متر است. همینطور ارتفاع نسبی کوه لوتسه چهارمین قله مرتفع دنیا با ارتفاع مطلق 8516 متر برابر با 610 متر است.

کوه k2 با ارتفاع مطلق 8611 متر که دومین کوه مرتفع دنیاست دارای ارتفاع نسبی 4017 متری است که نشان دهنده ی برجسته و متمایز بودن این کوه نسبت به کوه های اطراف خود است.

نکته جالب توجه و دارای اهمیت در فهرست کوه های مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی ، جایگاه دوازدهم دماوند در این فهرست است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی کوه 5610 متری دماوند برابر با 4667 متر یعنی بالاتر از کوه های k2 , نانگاپاربات ، کانگجن چونگا و بسیاری از کوه های مرتفع دیگر است که از این نظر نشان دهنده برجستگی توده آتشفشانی دماوند نسبت به زمین های اطراف خود است که دلیل اصلی دیده شدن کوه دماوند از فاصله های بسیار دور نیز همین ارتفاع نسبی بالای دماوند است.

در این فهرست دماوند پس از کوه های اورست ، آکانکاگوآ در آرژانتین ، دنالی در آمریکا ، کلیمانجارو در تانزانیا ، وینسون در قطب جنوب ، البروس در روسیه ، مون بلان در آلپ ، دوازدهمین کوه برجسته و مستقل دنیاست.

دماوند

دماوند ؛ دوازدهمین برجستگی یا کوه مستقل دنیا – عکس از مسعود فرح بخش

منبع:

125 کوه مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

حال دماوند خوش نیست …

نویسنده: مسعود فرح بخش

13 تیر ماه هر سال روز ملی دماوند است. کوه دماوند بدون شک اصلی ترین نماد طبیعی این کهن سرزمین است.
دماوند ما به حدی زیبا و خاص است که شاید خود ما از آن بی خبر باشیم. از گذشته دور تا به امروز دماوند کوه نقش مهمی در ادبیات این مرز و بوم داشته و شاهد و ناظر اتفاقات مهمی در خود بوده است. اما این روزها به لطف ما کوهنوردان و به لطف کم کاری تمامی سازمان های مربوط این “دیو سپید پای در بند” حال و روز خوشی ندارد .
ما کوهنوردان دانسته و نادانسته در حال نابودی دماوند هستیم بی آنکه بدانیم دماوند به عنوان اصلی ترین نماد طبیعی این مرز و بوم میراث گذشتگان نیست بلکه امانتی است نزد ما برای آیندگان و باید بدانیم بعد ها تاریخ از ما بعنوان نابودگران نماد سرزمین آریایی یاد خواهد کرد.

کوه فوجی یاما در ژاپن یکی از معدود کوه های مخروطی شبیه دماوند است . کوه فوجی با اینکه حدود 2000 متر کوتاه تر از دماوند است اما با مدیریت درست ژاپنی ها (قشر کوهنوردی و دولت مردانش) هر ساله پذیرای میلیون ها گردشگر از سراسر جهان است که فقط به قصد صعود و یا دیدن و عکاسی از کوه فوجی وارد آن کشور می شوند اما تعداد توریست های خارجی برای دیدن دماوند چقدر است؟

هر یک از ما کوهنوردان وظایف ساده ای داریم که اگر آنرا رعایت می کردیم شاید حال و روز دماوند کمی بهتر می بود .
هر کوهنوردی وظیفه دارد که فقط از مسیر پاکوب استفاده کند چرا که در مسیر پاکوب به دلیل جابجایی مداوم خاک و کوبیده شدن توسط کوهنوردان گیاهی در آن قابل رشد نیست بنابراین کوهنوردان هرگز نبایست از مسیری غیر معمول صعود کنند و پاکوب جدیدی را از خود به جای بگذارند.
از چیدن و لگد کردن گیاهان در مسیر باید جدا خود داری شود چرا که حذف هر گیاه می تواند صدمات جبران ناپذیری به اکوسیستم منطقه وارد کند ، بعضا این صدمات در طول دراز مدت قابل مشاهده هستند. برای مثال حذف یک گیاهی مانند “اسپرس کوهی” که شبیه گون است می تواند باعث جابه جایی و از بین رفتن گونه های بسیاری از پروانه ها شود و این پروانه ها خود می توانند سبب بذر افشانی و بارور سازی محیط شوند. اگر این چرخه طبیعی جایی مختل شود بعد از چند سال متوجه کاهش پوشش گیاهی منطقه می شویم  و این اتفاقی است که امروز در دماوند افتاده اما باید با اطلاع رسانی جلوی این کار را گرفت.
بر اساس مصوبه کارگروه محیط زیست فدراسیون کوهنوردی نصب هر گرونه بنر و نوشته در محیط های کوهستانی به ویژه در بارگاه سوم و قله دماوند ممنوع است. بسیار دیده ایم بنرهایی که توسط گروه های نادان در بارگاه سوم و در قله رها سازی می شود. ما کوهنوردان موظف هستیم تمامی بنرها و پارچه نوشته های خود را به پائین حمل کنیم. گروه هایی که بنرهای خود را در بارگاه و قله جا می گذارند نه تنها کاری خلاف عرف و فرهنگ کوهنوردی و محیط زیست انجام می دهند بلکه کارشان خلاف قانون است پس در صورت مشاهده بایستی تمامی این گروه ها و تیم ها از طریق رسانه های مجازی و سایر رسانه ها به دیگران معرفی شوند.
حتی المقدور کوهنوردان می بایست کمترین استفاده را از مسیرهای شن اسکی داشته باشند . در مسیر های شن اسکی ، خاک به دلیل جا بجایی هرگز فرصت احیا پیدا نمی کند و این کار باعث مردن و نابودی خاک آن منطقه می شود.
یکی دیگر از کارهایی که منجر به نابودی دماوند شده است به جا گذاشتن حجم وسیعی از فضولات انسانی در منطقه به ویژه اطراف بارگاه سوم است. در پارک های ملی آمریکا در بدو ورود کیسه های مخصوصی به گردشگران داده می شود که بایستی تمامی فضولات انسانی خود را از طریق آنها از پارک خارج کنند و در صورت رعایت نکردن این موضوع جریمه هایی گریبان گردشگران را خواهد گرفت.
فضولات انسانی در طبیعت بین 20 تا 30 روز زمان می برد تا جذب خاک شود و به دلیل وجود نیترات اگر وارد آب های زیر زمینی شوند باعث بروز آلودگی هایی می شوند. شاید وقتی صحبت از فقط چند ده انسان باشد این فضولات نقشی در آلودگی منابع آب زیر زمینی نداشته باشند اما زمانیکه صحبت از چند هزار کوهنورد است که در طول یک فصل وارد منطقه می شوند ، قضیه شکل بسیار جدی و بحرانی به خود می گیرد. این را اضافه کنید که بسیاری در این بین فضولات خود را بر روی سنگ رها می کنند و نه تنها مدت زمان بیشتری برای تجزیه لازم است بلکه آلودگی های محیطی را نیز سبب می شوند.
نکته بعدی رها سازی حجم انبوه زباله در مسیر به خصوص در پناهگاه ها و جان پناه های مسیر و به طور خاص در بارگاه سوم دماوند است. بزرگ ترین خیانتی که ما کوهنوردان در حق دماوند کردیم رهاسازی زباله های خود به دلیل خستگی ، ناتوانی و یا نا آگاهی درمحیط دماوند بود و هست.
هر کوهنوردی “وظیفه” دارد زباله خود را حتی بیش از آن چیزی که تولید کرده به پائین منتقل کند. هیچ نهادی مسئول پائین آوردن زباله های دماوند نیست و هر سال اگر مشاهده می کنیم زباله ها به پائین دست منتقل می شوند ، در واقع این حاصل بی مسئولیتی ما کوهنوردان است که دیگران را به زحمت می اندازد.

انتقال زباله ها به پائین دست خود نیز داستانی دارد . در واقع به دلیل عدم نظارت درست در سیستم دفع پسماند شهری حتی بسیاری از زباله هایی که ما با خود به پائین دست حمل می کنیم(به ویژه در مناطق شمال کشور) توسط نهادهای مربوط در آن شهر یا روستا جمع می شوند و اکثرا در جنگل ها و دشت های شمال کشور رها سازی می شوند . بنابراین کوهنوردانی که از شهرهای بزرگ زباله های خود را به پائین حمل می کنند وظیفه دیگری دارند که به مانند انتقال زباله از ارتفاع به پائین بسیار مهم است و  آن اینکه زباله ی خود را می بایستی تا شهر محل سکونت حمل کنند و در آنجا رهاسازی کنند.

اما در آخر ، حال که هیچ نهادی وظیفه ورود و خروج کوهنوردان به منطقه را به عهده نمی گیرد ، ما کوهنوردان خود وظیفه داریم که ورود و خروج به منطقه را مدیریت کنیم و حتی المقدور در روزهای شلوغ سال وارد منطقه نشویم. باید این واقعیت را قبول کنیم که کوه بزرگی مانند دماوند ظرفیت محدودی برای پذیرایی از کوهنوردان در طول یک دوره ای خاص دارد بنابراین با مدیریت زمان ورودمان به منطقه از شلوغی و ازدحام بیش از حد  و در نتیجه تبعات حاصل از این ازدحام که تاحدی اجتناب ناپذیر است در دماوند جلوگیری کرده ایم.

به امید روزی که همه ما در مقابل این امانت بزرگی که نزد ما برای آیندگان است مسئولیت پذیر باشیم و صرفا صعود خود به دماوند را افتخار ندانیم ، بلکه حفظ این امانت و بهبود شرایط حاکم بر پیکره ی زخمی  دماوند را نیز افتخار بدانیم و از آن یاد کنیم.

دماوند

کوه دماوند نماد طبیعی سرزمین ایران ؛ عکس از مسعود فرح بخش

 

و در انتها قصیده “دماوندیه ” از ملک الشعرای بهار که خواندنش خالی از لطف نیست

 

ای دیو سپید پای در بند! — ای گنبد گیتی! ای دماوند!

از سیم به سر یکی کله خود — ز آهن به میان یکی کمر بند

تا چشم بشر نبیندت روی — بنهفته به ابر، چهر دلبند

تا وارهی از دم ستوران — وین مردم نحس دیومانند

با شیر سپهر بسته پیمان — با اختر سعد کرده پیوند

چون گشت زمین ز جور گردون — سرد و سیه و خموش و آوند

بنواخت ز خشم بر فلک مشت — آن مشت تویی، تو ای دماوند!

تو مشت درشت روزگاری — از گردش قرنها پس افکند

ای مشت زمین! بر آسمان شو — بر ری بنواز ضربتی چند

نی نی، تو نه مشت روزگاری — ای کوه! نیم ز گفته خرسند

تو قلب فسردهٔ زمینی — از درد ورم نموده یک چند

شو منفجر ای دل زمانه ! — وآن آتش خود نهفته مپسند

خامش منشین، سخن همی گوی — افسرده مباش، خوش همی خند

ای مادر سر سپید! بشنو — این پند سیاه بخت فرزند

بگرای چو اژدهای گرزه — بخروش چو شرزه شیر ارغند

ترکیبی ساز بی‌مماثل —معجونی ساز بی‌همانند

از آتش آه خلق مظلوم — وز شعلهٔ کیفر خداوند

ابری بفرست بر سر ری — بارانش ز هول و بیم و آفند

بشکن در دوزخ و برون ریز — بادافره کفر کافری چند

ز آن گونه که بر مدینهٔ عاد — صرصر شرر عدم پراکند

بفکن ز پی این اساس تزویر — بگسل ز هم این نژاد و پیوند

برکن ز بن این بنا، که باید — از ریشه بنای ظلم برکند

زین بی‌خردان سفله بستان — داد دل مردم خردمند

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

راهنمای جامع خرید کیسه خواب

جایزه کلنگ طلایی

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

جایزه کلنگ طلایی معتبرترین جایزه سالانه کوهنوردی است که از سال 1991 توسط مجله فرانسوی Montagnes و انجمن فرانسوی Le  groupe de haute montagne یا به اختصار GHM به کوهنوردانی که در سرتاسر دنیا برنامه های شاخص کوهنوردی انجام می دهند اهدا می شود.

 

انجمن فرانوسوی GHM با عضویت کوهنوردان فرانسوی و سایر کوهنوردان از سرتاسر دنیا به ارتقاء سطح فنی و کیفی برنامه های آنان کمک می کند. همینطور کوهنوردان سرتاسر دنیا می توانند با همدیگر آشنا شوند و از رزومه فعالیت هایشان آگاهی پیدا کنند.

 

نامزدهای جایزه کلنگ طلایی توسط GHM و Montagnes انتخاب می شوند و هر ساله مراسمی با حضور داوران ، برگزار کنندگان مراسم و کوهنوردان از سرتاسر دنیا در شهر شامونی فرانسه و کورمایور ایتالیا برگزار می شود و جایزه کلنگ طلایی که معتبرترین جایزه دنیای کوهنوردیست به منتخبین اهدا می شود.

 

کوهنوردانی که نامزد جایزه کلنگ طلایی می شوند نه تنها می بایستی یک برنامه خاص کوهنوردی در سطح جهانی را انجام دهند بلکه باید در اجرای برنامه های خود از موارد زیر نیز پیروی کنند:

استفاده از کمترین تجهیزات و در واقع شیوه آلپی و سبک بار بودن برنامه. طبق این اصل صعود ها باید با حداقل هزینه اقتصادی انجام شود. طناب های ثابت ، اکسیژن های مکل ، باربرها ، شرپاها و سایر عوامل انسانی می بایستی کمترین نقش را داشته باشد و یا به عبارتی نقشی نداشته باشد.

پایبند بودن به ارزش های اخلاقی ، احترام به جامعه محلی ، حفظ محیط زیست و اعتقاد به روح واقعی ورزش کوهنوردی می بایستی سر منشا برنامه ها قرار گرفته باشد.

مسیر و نوع برنامه می بایست خلاقانه باشد و انجام برنامه یک نوآوری در تاریخ کوهنوردی باشد.

در انتخاب نامزدها برای داوران نه تنها ارتفاع کوه چندان اهمیتی ندارد بلکه تکیه بر مهارت ، تجربه و دانش کوهنوردی بهمراه نوآوری ، خلاقیت و درجه سختی مسیر از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار است.

بر طبق این اصل بسیاری از صعودهای کوهنوردان از مسیرهای عادی به مرتفع ترین قلل دنیا ، امروزه کاری بسیار عادی تلقی می شود و شامل هیچ یک از گزینه های بالا برای نامزدی در جایزه کلنگ طلایی نیست.

 

مراسم جایزه کلنگ طلایی برعکس سایر مراسم های ورزشی چندان رقابتی نیست و سرشار از احساسات است. داوران در برخی از سال ها جایزه کلنگ طلایی را به بیش از یک کوهنورد و یک برنامه اهدا کردند حتی در سال 2013 جایزه کلنگ طلایی در اقدامی بی سابقه به شش برنامه مختلف کوهنوردی اهدا شد.

 

اولین جایزه کلنگ طلایی در سال 1992 به دو کوهنوردی اهل اسلونی برای 3000 متر صعود از برج جنوبی کانجن چونگا رسید.

ازسال 2009 به جز جایزه اصلی کلنگ طلایی جایزه “یک عمر فعالیت کوهنوردی” نیز برای ادای احترام به کوهنوردان قدیمی و با تجربه به آنان اهدا می شود.

اولین کوهنوردی که جایزه یک عمر فعالیت کوهنوردی را کسب کرد ، والتر بوناتی کوهنورد ، ماجراجو و نویسنده ی ایتالیایی بود .

در سال 2010 جایزه یک عمر فعالیت کوهنوردی به رینهولد مسنر اهدا شد.

مارکو پریزل کوهنورد اسلونیایی با سه بار برنده شدن این جایزه رکورد دار می باشد. وی اولین جایزه کلنگ طلایی را در سال 1992 کسب کرد و همچنین در سال های  2007 و 2014 برای بار دوم و سوم نیز این جایزه را تصاحب کرد.

اولی استک کوهنوردی توانمند سوئیسی نیز دو بار جایزه کلنگ طلایی را کسب کرده. وی در سال 2014 برای اولین صعود سولو و انفرادی رخ جنوبی آناپورنا و در سال 2009 برای اولین صعود آلپی رخ شمالی کوه  6500 متری Tengkampoche در نپال این جایزه را کسب کرد.

در سال 2009 “کی تانیگوچی” کوهنوردی ژاپنی اولین زنی بود که جایزه کلنگ طلایی را کسب کرد.

جایزه کلنگ طلایی به دلیل تغییرات در سیستم داوری در سال 2008 برگزار نشد.

Logo Piolets d'or

لوگوی جایزه معتبر کلنگ طلایی

برداشت از:

https://en.wikipedia.org/wiki/Piolet_d%27Or

http://www.pioletsdor.net/index.php/en/

http://kouheghaf.blogspot.com/2016/03/blog-post_51.html

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

تاریخچه اولین صعودها به دماوند

800px-Damavand_summit

عکس قله دماوند از ایستگاه فضایی بین المللی ، عکس از ناسا

نویسنده: مسعود فرح بخش

آیا تاریخچه صعود به دماوند را می دانید؟
دماوند بلندترین کوه ایران همواره در فصول مختلف مورد توجه کوهنوردان می باشد و هرسال صعود های بسیاری بر روی آن انجام می شود. اما تاریخچه صعود به دماوند مربوط به چه زمانیست و اولین ها بر روی دماوند چه کسانی بودند؟بسیاری از ما می دانیم اولین صعود بر روی اورست توسط چه کسی انجام شد ، اما آیا می دانیم اولین صعود بر روی دماوند چه زمانی و توسط چه کسی انجام شد؟
یکی از قدیمی ترین تلاش های مستند بر روی دماوند به “ابودلف(Abu Dolaf)” جغرافی دان عرب مربوط می شود که در سال 341 هجری قمری (بیش از هزار سال پیش) بخشی از دماوند را صعود کرد. ابودلف با اینکه به قله نرسید اما طبق گفته های وی چشمه ای بزرگی یافته که در اطراف آن گوگردهای سنگ شده موجود بود.
ناصر خسرو در سفرنامه خود درباره دماوند اینطور نوشته است: گویند بر سر دماوند چاهی است که نوشادر و کبریت (گوگرد) از آن گیرند. صاحب آثار “البلاد و اخبار العباد ” با نقل قولی دست دوم می‌گوید که عدّه‌ای از اهالی آن نواحی می‌گفته‌اند که در طی پنج روز و پنج شب به قلهٔ دماوند رسیده‌اند و قلهٔ آن را مسطح با مساحت صد جریب یافته‌اند گرچه از دور به مخروط می‌ماند.
تمامی این نوشته ها نشان دهنده این موضوع است که ظاهرا اولین صعود های دماوند مربوط به بیش از هزار سال قبل می باشند.
اما در حدود سال های 1793 تا 1798 اولین تلاش های اروپائیان بر روی دماوند انجام شد. “الیوی” یک استاد علوم طبیعی و اهل فرانسه بود که از سوی دولت فرانسه برای انجام ماموریت عازم ایران شد. او در سال 1798 اقدام به صعود دماوند کرد اما او هم موفق نشد خود را به قله برساند. او پس از بالا رفتن از حدود یک سوم کوه به تکه های سنگ های گوگردی برخورد کرده و اینطور نوشته: صخره های وحشتناک بزرگ سیاه آتشفشان به شکل ستون های منظم پنج ضلعی
اما اولین صعود مستند و موفق به کوه دماوند به سال 1837 مربوط می شود.تیلور تامسون اولین شخصی بود که به دماوند صعود کرد و اولین شب مانی بر روی قله را انجام داد.تامپسون از روی قله اقدام به جمع آوری گوگرد کرد ، البته صعود تامپسون با کمک ایرانیان انجام شد.
نخستين صعود مستند ايرانیان به قلۀ دماوند، درسال 1857 ميلادی انجام شد كه تيم سرهنگ محمد صادق‌خان قاجار، ارتفاع قله را 6613 ذرع تعيين كرد.
اولین شب مانی ایرانیان بر روی قله مربوط به گروه گروه ايرانی كربلايی اسدالله در بیش از 130 سال پیش می باشد.
اولین تلاش زمستانی بر روی قله مربوط به “ژاک دمورگان” بود ، دمورگان نیز فرانسوی بود و برای انجام امور باستان شناسی از سوی دولت فرانسه عازم ایران شده بود. وی در زمستان سال 1889 توانست تا ارتفاع 5300 متری صعود کنید. تلاش دمورگان و ارتفاع صعود وی با توجه به تاریخ آن دارای اهمیت بسیار در تاریخ کوهنوردی می باشد.
با توجه به اینکه ظاهرا صعودهای موفق و غیر مستندی در بیش از هزار سال قبل به قله دماوند صورت گرفته این صعود ها از نظر تاریخچه کوهنوردی بسیار حائز اهمیت می باشند و همینطور صعودهایی که بین سال های 1837 تا پایان 1900 بر روی دماوند انجام شده هر یک دارای اهمیت بسیار زیاد می باشند.

منابع: ویکیپدیا ، سایت دماوندکوه ، سایت summitpost

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

کمپانی لسپورتیوا

نویسنده: مسعود فرح بخش

برترین کفش های کوهنوردی دنیا کجا تولید می شود؟

آشنایی با کمپانی لسپورتیوا Lasportiva

در سال 1928 “نارسیسیو دلادیو” تولیدی کوچکی در ایتالیا بنیان نهاد که بعد ها به بزرگ ترین و معروف ترین و به گفته بسیاری از کوهنوردان محبوب ترین کمپانی تولید کفش کوه بدل شد. در ابتدا این تولیدی کوچک اقدام به تولید کفش و چکمه مخصوص برای کشاورزان می کرد. با آغاز جنگ جهانی دوم این تولیدی اقدام به تهیه کفش های مخصوص کوهستان برای سربازهای ایتالیایی کرد.

بعد از اتمام جنگ سفارش های شرکت بیش از گذشته و تولیدی بزرگتر شد. کفش های تولیدی دلادیو در آن زمان با نام “Calzoleria Sportiva” وارد بازار می شد.

اما در دهه 50 و زمانی که فرانچسکو پسر نارسیسیو سکان هدایت تولیدی را به دست گرفت، به طور خاص و گسترده این تولیدی اقدام به تولید کفش کوهنوردی و اسکی کرد. با به دست گرفتن بخش عمده ای از بازار و بزرگ شدن تولیدی، فرانچسکو اقدام به تغییر نام کمپانی کرد و اینجا بود که کمپانی “Lasportiva” به شکل امروزی متولد شد. هم اینک کمپانی لسپورتیوا در شهر “زیانو” در شمال شرق ایتالیا قرار دارد.

کمپانی لسپورتیوا اقدام به تولید کفش کوهنوردی برای استفاده های مختلف از کوهپیایه های کم ارتفاع تا قلل مرتفع هیمالیا و همینطور کفش سنگ نوردی می کند. لسپورتیوا امروزه در بین کوهنوردان از مقبولیت و محبوبیت بالایی برخوردار می باشد.

امروزه کفش های تولیدی لسپورتیوا گران ترین و به گفته بسیاری از کوهنوردان با کیفیت ترین کفش های موجود در بازار می باشند.

 

وبسایت کمپانی لسپورتیوا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

مرتفع ترین کوه هایی که صعود نشدند

مترجم و نویسنده: مسعود فرح بخش

کوهنوردی یکی از خاص ترین ورزش های دنیاست. ورزشی که روح آن کمی متفاوت تر با سایر ورزش هاست. در کوهنوردی انسان وارد طبیعت بکر می شود و از نزدیک زیبایی های طبیعت را لمس می کند.

انس به طبیعت و طبیعت دوستی در ذات هر انسانی نهفته است و این نوع علاقه امروزه باعث کشش مردم به ورزش کوهنوردی می شود.این خصوصیت در کوهنوردی سبب شده هر روز تعداد علاقه مندان به این ورزش بیش از پیش شود به طوریکه امروزه  در مرتفع ترین کوه ها ترافیک کوهنوردان را شاهد هستیم که خود این امر باعث بروز مشکلات و معضل هایی می شود.

کوهنوردی به شکل امروزی از اواسط قرن هجدهم میلادی در کوه های آلپ شکل گرفت و بعد از آن کوهنوردان روز به روز به فکر پیشرفت و انجام کارهای نو و شاخص افتادند.

در اوایل قرن نوزدهم با ورود افراد غیر بومی که عمدتا بریتانیایی بودند به مناطق هیمالیا و قراقروم و نقشه برداری هایی که انجام دادند مرتفع ترین مناطق زمین ثبت و اندازه گیری شدند و در اوایل قرن بیستم پای کوهنوردان به این مناطق باز شد. مرتفع ترین قلل دنیا که همگی در مناطق هیمالیا و قراقروم هستند به نوبت از اواسط قرن بیستم صعود شدند.

کوهنوردان مختلف از سرتاسر دنیا هر ساله به این مناطق سفر می کنند و تعداد بسیاری از قله های منطقه را صعود می کنند .

امروزه تمام 14 کوه بالای هشت هزار متری توسط کوهنوردان مختلف از مسیرهای مختلف صعود شده است. به جز کوه K2 سایر کوه های هشت هزاری در فصل زمستان نیز صعود شدند. اما همه قلل مناطق هیمالیا و قراقروم سرنوشت مشابهی ندارند. برخی قللی هستند که تاکنون پای هیچ بشری به آنها باز نشده.

کاوش های باستانی نشان دهنده آن است که انسان ها در هزاران سال قبل از میلاد به قلل بالای 6000 متر در کوهستان آند صعود کردند .از این رو نمی توان به طور قطع گفت یک کوه صعود نشده اما در مورد کوه های هیمالیا و قراقروم داستان متفاوت است.

با توجه به اینکه هیچ سند و مدرکی به طور قطع در مورد مردم محلی در مورد صعود آنها به کوه ها وجود ندارد باز هم نمی توان با قطعیت نسبت به این مسئله اظهار نظر کرد. برخی از این کوه ها از زمان قدیم برای مردم محلی شناخته شده و خاص بودند و امکان این وجود دارد که در زمان های بسیار دور مردم محلی به آنها صعود کرده باند اما هیچ سند و مدرکی دال بر صعود انسان به این قلل وجود ندارد.

بنا براین باقدمه فوق ، فهرستی از پنج قله مرتفع دنیا که تاکنون پای هیچ بری به آنها باز نشده در زیر جمع آوری شده است:

 

5- کارجیانگ (Karjiang) در تبت با ارتفاع 7221 متر

Karjiang

کارجیانگ 7221 متر

این کوه در تبت و مرز با بوتان واقع شده. مسیر این کوه بسیار فنی و بسیار بهمن خیز است. تا کنون چند تلاش محدود روی آن صورت گرفته اما هرگز کسی موفق به صعود آن نشده.

4- لابوچه کانگ  (Labuche Kang III) با ارتفاع 7250 متر

Labuche_Kang_and_Shishapangma_from_Cho_Oyu

لابوچه کانگ و شیشاپانگما ، عکس از روی چوآیو

یکی از زیبا ترین قلل واقع در تبت لابوچه کانگ I می باشد. این کوه تا کنون فقط دو بار در سال های 1986 و 2010 بر روی آن تلاش شد که یک تلاش بر روی آن موفقیت آمیز بود. در سال 2010 کوهنورد آمریکایی بر روی این کوه کشته شد.

اما تا کنون هیچ تلاشی بر روی کوه لابوچه کانگ III انجام نشده و به واقع این کوه یکی از بکرترین کوه های دنیا می باشد.

3- قله شمالی کابرو(Kabru North Summit) با ارتفاع 7394 متر

Kabru2

کابرو 7394متر

مجموعه قلل کابرو در مرز بین چین و نپال و در مجاورت کانجن چونگا سومین کوه مرتفع دنیا قرار دارد. در سال 2004 یک تلاش بر روی قله ی شمالی کابرو انجام گرفت که بهمن گیر بودن مسیر سبب بازگشت کوهنوردان شد. بر روی قله جنوبی کابرو چند تلاش انجام شده که یکی از آنها موفقیت آمیز بوده ، اما قله شمالی تا کنون بکر و دست نخورده باقی مانده.

2- موچا چهیش (Muchu Chhish) با ارتفاع 7543 متر

Muchu Chhish

موچا چهیش 7543 متر

موچا چهیش واقع در قراقروم پاکستان تا کنون مرتفع ترین کوه دنیاست که به لحاظ قانونی امکان صعود کردن وجود دارد اما تاکنون صعود نشده است. مسیر این کوه فنی و بسیار بهمن خیز است. همینطور برای رسیدن به قله نیاز به یک تراورس طولانی می باشد که باعث افزایش مسافت مسیر می شود.

1- گانکار پونسوم (Gangkhar Puensum) با ارتفاع 7570 متر

Gangkhar_puensum_summit

گانکار پونسوم ، مرتفع ترین کوه صعود نشده ی دنیا

گانکار پونسوم واقع در کشور بوتان و مرز با تبت ، مرتفع ترین کوه دنیاست که تاکنون کسی بر روی قله آن پا نگذاشته است.

کشور بوتان تا سال 1983 مرزهای خود را به روی کوهنوردان برای صعود به این کوه بسته بود. بعد از آن دولت بوتان اجازه داد کوهنوردان وارد این منطقه شوند اما بنا به دلایل مذهبی هرگز اجازه نمی دهد که گروهی قله این کوه را صعود کند. مردم محلی این کوه را بسیار مقدس و جایگاه خدایان می دانند.

در سال 1999 تیمی متشکل از کوهنوردان ژاپنی بر روی این کوه تلاش کردند اما بنا به احترام مردم محلی قله کوه را صعود نکردند و فقط قله فرعی در مجاورت قله اصلی را فتح کردند. اینک دولت بوتان اجازه صعود به ارتفاع بالاتر از 6000 متر در این کوه را نمی دهد.

 

منبع:

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

مارک اینگیلیس ؛ صعود با پای مصنوعی به بام دنیا

نویسنده: مسعود فرح بخش

در سن 23 سالگی به قله ی 3700 متری صعود می کنی ، در مسیر صعود دچار حادثه می شوی ، طوفان و کولاک تو را زمین گیر می کند ، دو هفته در شرایط سخت در یک غار برفی فقط زنده می مانی ! بعد از دو هفته پیکر بی جانت پیدا می شود در حالیکه باید می مردی اما زنده ای ، در اثر سرمای شدید هر دو پایت را از بالای زانو از دست می دهی ، بعد از این تراژدی در آینده چه می کنی؟ جواب برای “مارک اینگلیس” مشخص است ؛ اورست را صعود می کنی !

مارک اینگلیس( MARK INGLIS) کوهنورد نیوزلندی و متولد 1958 در سال 1982 در کوه کوک (Mount Cook) در نیوزلند بر اثر سرمازدگی هر دو پای خود را از دست داد. او و همنوردش دو هفته ی تمام در شرایط بسیار ناگوار زنده ماندند اما این حادثه نتوانست جلوی اراده و پشتکار این مرد را بگیرد.

وی بعد از این سانحه دوباره به کوه بازگشت و در سال 2004 قله ی چوآیو را فتح کرد. وی بعد از چوآیو در سال 2006 راهی اورست شد و توانست بعنوان اولین انسان با پای مصنوعی قله ی اورست را صعود و فصل نوینی در هیمالیا باز کند.

وی در حین صعود به اورست و هنگام فرود مجددا دچار سرمازدگی شد و چند سانت دیگر از پای خود را از دست داد.

مستند” اورست ؛ فراتر از مرزها ” داستان صعود 11 نفر در شرایط دشوار به این قله است که یکی از قسمت ها مربوط به مارک اینگلیس می باشد

 

Mark_Inglis_on_Everest_Summit

مارک اینگیلیس در قله اورست

miguelitos-little-green-car-8137

مارک اینگیلیس کوهنوردی با پاهای مصنوعی

Mark-Inglis-mountain-background

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

قدم گاه هیلاری

نویسنده: مسعود فرح بخش

28 می 1953 زمانی که از کیسه خواب خود در ارتفاع 8500 متری بیرون آمد متوجه شد که کفش هایش در بیرون چادر بوده و کاملا یخ زده.

وی 2 ساعت تمام وقت ، صرف گرم کردن کفش های خود کرد و سپس راه خود را به سمت مکانی آغاز کرد که تا کنون پای هیچ بشری به آن نرسیده بود.

بعد از چند ساعت کوهنوردی درست در زیر قله به جبهه ی صخره ای برخورد کرد که آخرین چالش وی در راه رسیدن به قله بود، او با زحمت بسیار از منطقه ی صخره ای عبور کرد و ناگهان در ساعت 11 و سی دقیقه صبح خود را در ارتفاع 8848 متری یعنی بر بام دنیا دید. مکانی که تا کنون کسی پای بر آن نگذاشته بود.

وی 15 دقیقه در مرتفع ترین نقطه کره زمین ماند و سپس راهی پایین شد.

همنورد او چون کار با دوربین عکاسی را بلد نبود ، هیچ عکسی از او بر روی قله ثبت نشد.

بعد ها به افتخار و به یادبود “سر ادموند هیلاری” چند متر جبهه صخره ای زیر قله را به نام او نامگذاری کردند.

قدمگاه هیلاری یک گرده صخره ای درست در زیر قله اورست است که آخرین چالش جدی کوهنوردان در راه رسیدن به بام دنیا می باشد. کوهنوردان در این منطقه به دلیل ارتفاع بالا معمولا از ماسک اکسیژن استفاده می کنند و صعود از این قسمت به کندی صورت می گیرد.

در برخی روز های سال در این نقاط ترافیک کوهنوردان شکل می گیرد که این موضوع انتقاد جدی عده ای را به همراه داشته است. اگر در این نقطه حادثه ای رخ دهد به دلیل شرایط خاص محیط و ارتفاع بالا و توجه به قانون ساعت چهارده(بازگشت تا قبل از ساعت 14) امکان امداد رسانی وجود ندارد. به همین دلیل و اینکه خستگی در کوهنوردان به اوج خود رسیده و همینطور کمبود اکسیژن ، عده ی زیادی ترافیک کوهنوردان در این نقطه را خطر ساز می دانند و عبور از این نقطه نیازمند دقت بسیار زیاد است.

این شما و این “قدمگاه هیلاری” ؛ رویای همه کوهنوردان ؛ چند متر مانده به بام دنیا به افتخار سر ادموند هیلاری اولین فاتح اورست

07-rime-ice-on-climbers-summiting-670

قدم گاه هیلاری

Apa Sherpa at Hillary Step

در این منطقه به دلیل ارتفاع زیاد اکثر کوهنوردان از ماسک اکسیژن استفاده می کنند

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

قدم گاه هیلاری

140418-everest-sherpas-2314_1dda158a25797f55c05f346b9130a523

اکثر کوهنوردان در این منطقه عکس یادگاری را فراموش نمی کنند

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است